آیکن بنر

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ اندروید و آیفون

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴

      طلسم کردن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / telesm kardan /

      to spell, to cast a spell upon, to charm, to enchant, to allure, to practice witchcraft (on), to bewitch, to spellbind, to conjure, to hex

      to spell

      to cast a spell upon

      to charm

      to enchant

      to allure

      to practice witchcraft

      to bewitch

      to spellbind

      to conjure

      to hex

      افسون کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جواهرات نقره شخصی‌سازی شده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      جادوگر گنجینه را طلسم کرد.

      The magician bewitched the treasure.

      او ادعا کرد که دشمنانش را طلسم می‌کند تا قدرتشان را از دست بدهند.

      He claimed to spell his enemies so they would lose their strength.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد طلسم کردن

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      جادو کردن افسون کردن
      متضاد:
      طلسم شکستن طلسم‌گشودن

      سوال‌های رایج طلسم کردن

      طلسم کردن به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «طلسم کردن» در زبان انگلیسی به to cast a spell یا to enchant ترجمه می‌شود.

      طلسم کردن به معنای انجام عملی جادویی است که معمولاً با استفاده از کلمات خاص، حرکات دست یا اشیاء خاص انجام می‌شود تا تاثیر ویژه‌ای روی فرد، شیء یا وضعیت ایجاد کند. این عمل در فرهنگ‌ها و باورهای سنتی و فولکلوریک به منظور کنترل، محافظت یا آسیب رساندن به دیگران کاربرد دارد.

      طلسم‌ها می‌توانند برای اهداف مختلفی به کار روند؛ مانند حفاظت در برابر بدشانسی، جذب عشق، دفع چشم زخم یا ایجاد ترس. باور به طلسم کردن در بسیاری از جوامع هنوز وجود دارد و این مفهوم در داستان‌ها، فیلم‌ها و ادبیات فولکلور به وفور دیده می‌شود.

      هرچند در علم مدرن و پزشکی، طلسم کردن اثبات نشده و بیشتر جنبه فرهنگی و روانی دارد، اما در فرهنگ‌های مختلف اهمیت نمادین و معنوی خود را حفظ کرده است.

      ارجاع به لغت طلسم کردن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «طلسم کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/طلسم کردن

      لغات نزدیک طلسم کردن

      • - طلسم شدن
      • - طلسم شده
      • - طلسم کردن
      • - طلسم گر
      • - طلسم ودو
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      electro embryo ex euro at b bi broncho chromo d GEO IM inter intro is گرداگرد چاشت حیف جور توبه‌نامه رغبت رخش زادگاه نزاکت همدل آرزومندی افسوس پیرامون تفخیذ دمادم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.